العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

110

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

قسمت‌پذير است پس عدد قسمت‌پذير است و واحد قسمت‌پذير نيست پس عدد نيست . اما مبدء عدد است زيرا هر عددى از جمع چند واحد فراهم گشته است و نميتوان گفت از چيز ديگر مركب است مثلا ده مركب از دو بار پنج است چون تركيب ده را توان از شش و چهار يا هفت و سه يا هشت و دو و غير آن فرض كرد و هيچ يك اولى از ديگرى نيست و يك ماهيت چند گونه جزء ندارد على البدل . و از ارسطو نقل كردند كه گمان مبر شش دو بار سه است بلكه همان شش است يك بار . و إذا أضيف إليها مثلها حصلت الاثنينيّة و هى نوع من العدد ثمّ تحصل أنواع لا تتناهى بتزايد واحد مختلفة الحقايق هى أنواع العدد . چون واحد واحد با واحد ديگر منضم شود عدد دو حاصل مىشود و دو نوعى است از عدد آنگاه بانضمام يك يك اعداد غير متناهى پديد مىآمد سه و چهار و پنج الى غير النهايه و هر يك حقيقتى دارد مباين حقيقت ديگر و همه انواع عددند . گفتيم اعداد مختلف الحقيقه‌اند زيرا كه دو خواصى دارد و سه و چهار و غير آن آن خواص ندارد و سه همچنين خواص ديگر دارد مخصوص خود و هكذا چهار و بالاتر . و كلّ واحد منها أمر اعتباريّ يحكم به العقل على الحقائق إذا انضمّ بعضها إلى بعض في العقل انضماما بحسبه . و هر يك از اعداد امر اعتبارى است نه معنى حقيقى خارجى و چون حقائق خارجى مانند انسان و حيوان به يكديگر منضم شوند عقل از انضمام آنها عدد انتزاع مىكند بر حسب اختلاف انضمام مثلا دو يا سه يا چهار يا غير آن . كلام غالب اهل معقول دلالت بر آن دارد كه عدد موجودى است عرضى زيرا كه از مقوله كم است و كم عرض است و مؤلف فرمود موجود نيست نه بوجود جوهرى و نه